تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
چون هارون عليه السلام آهنگ كشتن ايشان كردى ، نخست ندا كردى كه هر كه از شما بنالد يا دست پيش شمشير باز آرد يا خويشتن از شمشير باز كشد يا به شمشير اندر نگرد لعنت خداى بر وى باد . همه مجرمان آمين كردندى باز شمشير اندر ايشان نهادى هر كس كه تا آخر نفس صبر كردى از اين جهان شهيد برفتى و هر كه از اين معانى [ يكى بكردى ] « 1 » توبهء وى مقبول نبودى از آن كه اين معانى اندر بلا راحت [ آرد و با ] 1 بلاى حق تعالى راحت جستن محال است . باز گفت :
قد كان يطربنى وجدى فاشغلنى * عن رؤية الوجد ما فى الوجد موجود
گفت وجد مرا همى به طرب آرد باز مشغول گرداند مرا از وجد آن چه اندر وجد موجود است . لبعض الكبار :
ابدى الحجاب فدل « 2 » فى سلطانه * عز الرسوم و كل معنى يحضر
گفت حجاب پديد آورد و كشى و ناز كرد اندر سلطان خويش تا مرا غايب كرد از عز رسوم خلق و هر معنىاى كه خلق آنجا حاضر شوند . يعنى اگر « فدل » باشد معنى اين باشد اما درست‌تر « فذل » است اى : حجاب پديد آورد تا ذليل گشت اندر سلطان و قهر وى عز رسوم خلق و هر معنى كه حاضر وى گشت . يعنى بزرگان گفته‌اند كه هر كه را ذل ، صفت نباشد ، محبت نباشد و هر كه را عز صفت نباشد محبوبى را نشايد ابى اللّه ان [ يكون ] « 1 » المحب الا ذليلا و المحبوب الا عزيزا . پس چون محبوب خواهد كه محب را پويان و جويان گرداند سلطان عز خويش پيدا كند و حجاب ناز اندر ميان افكند تا محب سوزان و جويان و سرگردان گردد . چون اين صفت اندر محب « 3 » پديد
هامش
( 1 ) - آن چه در قلاب نهاده شده در متن خلاصه محو است از ص 33 و 34 ج 4 شرح تعرف نقل شده است . ( 2 ) - التعرف ص 113 و شرح تعرف ج 4 ص 34 : فذل ( 3 ) - اصل خلاصه : محبت و تصحيح با توجه به معنى و ص 34 ج 4 شرح تعرف است .