باب الثالث و الخمسين - پنجاه و سيم فى الوجد « 1 »
ببايد دانستن كه وجد اندر لغت عرب بر سه « 2 » معنى بيايد : عرب گويد وجد يجد وجودا [ چون ] « 3 » چيزى گم شده بيابند . گويند وجد يجد جدة چون توانگر گردد . [ و ] گويند وجد يجد و جدا چون غمناك گردد از كار [ هاى بزرگ ] « 4 » و مهم و دل وى سوزان گردد « 5 » .
هر اندوهى كه با آن سو [ زش و الم ] « 4 » باشد عرب آن را وجد گويد . و اين طايفه از وجد اين معنى آخرين [ خواهند . . . ] « 4 » باز اندر كتاب مىگويد
هامش
( 1 ) - شماره و عنوان باب با التعرف ص 112 برابر است الا اين كه در التعرف :
باب الثالث و الخمسون آمده و همچنين قولهم فى الوجد است . مطالب اين قسمت در ص 29 ج 4 شرح تعرف بىذكرى از باب و شمارهء آن آمده است
( 2 ) - در شرح تعرف ص 29 ج 4 : بر چهار معنى بيايد
( 3 ) - از اصل خلاصه ساقط است با توجه به معنى و شرح تعرف افزوده شد
( 4 ) - آنچه بين دو قلاب قرار داده شده در متن خلاصه محو است و از ص 29 ج 4 شرح تعرف نقل شده
( 5 ) - صاحب خلاصه معلوم نيست چرا يكى از معانى وجد را به عمد حذف كرده است زيرا چنان كه در صدر باب اشاره شد در شرح تعرف نوشتهاند : وجد در لغت عرب بر چهار معنى است ولى صاحب خلاصه نوشته : بر سه معنى است و هنگام بيان و توضيح معانى نيز وجه چهارم را حذف كرده كه در شرح تعرف ص 29 ج 4 چنين است : و چون بر كسى خشم گيرد گويند وجد يجد موجدة .