تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
رسد پس مر [ اد او حق است ] « 1 » و حق را نهايت نيست و مكانى مر حق را محيط نيست « 2 » و هيچ زمان را بر حق [ راه نيست ] « 1 » و هر كجا جويد نيابد و از طلب فرود ايستادن روى نيست كه كافر گردد و به جستن يافتن روى نه كه مشبه گردد از اين معنى پيوسته اندر رفتن بماند چون گم‌شده‌اى در بيابان كه اگر بنشيند هلاك گردد و اگر برود گمراه‌تر گردد پس پيوسته سر خويش را با چيزى آرام ندهد و هر چيزى كه بر سرّ وى بگذرد وى سرّ خويش را از آن چيز جدا كند تا يگانه مر حق تعالى را باشد و چون يگانه مر حق تعالى را باشد بايد كه اندر كشيدن بلا نيز يگانه باشد كه اندر عالم كسى را آن بلا ندهند كه او را دهند . بزرگان گفته‌اند : الفقر وطن الحق و الجوع طعام الحق و البلاء طريق الحق . باز گفت :
و آخر يسمو فى العلو تفردا * عن النفس وحدا فهى منه تبيد « 3 »
و قومى ديگر از طبقات مفردان ، آن است كه همى بر شود به تفرد يعنى به يگانگى از نفس تنها شده و آن نفس از وى هلاك همىشود . عرب گويد : باد يبيد اذا هلك ، يعنى پيوسته نفس را مقهور همىدارد و مقهور را مراد و اختيار نباشد . چون نفس مقهور و بىمراد و اختيار گردد گويى وجود وى عدم گشت . باز گفت :
هامش
( 1 ) - در متن خلاصه محو است كه با توجه به معنى از ص 27 ج 4 شرح تعرف نقل گرديده است ( 2 ) - اصل خلاصه : محيط است كه خطا است ( 3 ) - اصل خلاصه : فهى عنه يبيد كه به حسب قواعد خطا است و در شرح تعرف ص 28 ج 4 و التعرف ص 112 چنان آمده است كه در متن حاضر نگاشته شد . به علاوه در شرح تعرف در مصرع اول به جاى : تفردا توحدا آمده است و در التعرف ص 112 به جاى وحدا و جدا .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 366 | مجهول / احمد على رجايى