تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
كه ما دانيم كه ناله از درد باشد و گريستن از خوف و حزن باشد و ليكن ندانيم كه آن چه درد است و آن چه خوف و حزن است . باز گفت آن چه اندر عبارت اين طايفه پنهان است زير اشارت اندر نيايد زير كشف چگونه اندر آيد يعنى اشارت به مرئيى افتد و اين كس كه عبارت كرد ، از رؤيت سر عبارت كرد ، مستمع را از رؤيت وى كه خبر ندارد ، بدان خبر چگونه اشارت تواند كردن . باز گفت : نهايت احوال ايشان عبارت از آنجا قاصر است و آن احوال مر خداوندان احوال را پيدا است . يعنى نتوان به عبارت پديد كردن نهايت احوال را و ليكن خداوند حال همىداند كه مى چه بيند و هر كسى كه بدان احوال گذر كرده است داند كه وى همى از كجا نالد و ليكن نه خداوند حال را قدرت است كه از حال خويش عبارت كند و نه مر نظاره را قدرت است كه وقت او را ببيند و بيان كند از بهر آن كه احوال اسرار است ، اگر كشف و عبارت بر او راه يابد اسرار نباشد . و از آن الفاظى كه اهل معرفت به وى مخصوصند تجريد و تفريد است .