تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
برخاست ذاكر باشد حق را ، اگر چه به زبان خاموش باشد . يعنى ذكر زبان نباشد مگر از غفلت قلب چون دل غايب گردد بر زبان ذكر آرد تا به ذكر غايب مر او را انس باشد . باز چون به سر ذاكر باشد [ ذكر سر مشاهده باشد ] « 1 » و مشاهدت نباشد مگر به حضور و حاضر را به ذكر زبان حاجت نيايد . آن كه او را مشاهدهء سر پديد آمد هر دو كون اندر ميان راه نيابد زبان كجا راه يابد . كما قال الجنيد :
ذكرتك لا انى نسيتك لمحة * و ايسر ما فى الذكر ذكر لسان
گفت من ترا ياد كردم نه بدان كه ترا فراموش كردم يك لمحه و كمترين « 2 » ذكرى ذكر زبان است . يعنى من كه ترا همى به زبان ياد كنم نه آن است كه به دل ترا فراموش كرده‌ام و ليكن دل حقيقت است و زبان شريعت ، همىخواهم تا حق حقيقت و شريعت هر دو به جاى آورم . چون ياد كرد زبان كه كمترين است به جاى نمىمانم ، ذكر باطن كه برترين است كى به جاى مانم و معنى : ذكرتك تأويل ياد داشتن است نه ياد كردن كه به لغت گويند : ذكرته ، يعنى ياد كردمش و گويند : ذكرته يعنى ياد داشتمش . و تأويل اين آيت كه حق تعالى فرمود كه :
« اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ »
« 3 » گفته‌اند : اى احفظوا منتى . و نيز فرمود :
« فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ »
« 4 » اى احفظونى و لا تنسونى احفظكم و لا اكلكم الى انفسكم . پس گفت من ترا همى ياد دارم نه چنان است كه لمحتى فراموشت كنم كه هر كس كه فراموش كند ، او را به ياد زبان حاجت آيد و آن كمترين ذكر است . باز گفت ابو القاسم بغدادى كه پرسيدم از بعضى بزرگان كه چه بوده است كه اين نفوس عارفان از ياد كردن به ستوه شود يعنى او را از ياد كردن ملال
هامش
( 1 ) - قسمت داخل قلاب از خلاصه ساقط شده بود از ص 152 ج 3 شرح تعرف افزوده شد كه بى آن معنى درست نبود . ( 2 ) - شرح تعرف ج 3 ص 153 : آسان‌ترين ذكر ( 3 ) - سورهء 2 البقرة آيهء 122 ( 4 ) - سورهء 2 البقره آيهء 152