تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩

باب السابع و الاربعون - چهل و هفتم فى الذكر « 1 »

باز گفت حقيقت ذكر آن است كه هر چه جز مذكور است اندر ذكر فراموش كنى . يعنى از اين ذكر مراد ، ذكر سرّ است نه ذكر زبان . از بهر آن كه نسيان صفت سر است بايد كه اين ذكر كه بر مقابلهء وى ياد كرد ، هم صفت سر باشد يعنى به سر به حقيقت ذاكر نباشى مر حق تعالى را ، تا هر چه جز حق است از سر تو فراموش نشود « 2 » . اما آن ذكرى كه بر زبان باشد به حكم شريعت اتصال دارد به حكم حقيقت . و آن چه به شريعت اتصال دارد وقتى باشد و وقتى نباشد چون نماز و روزه و غيره . ذكر زبان را حكم همين است و به فرو ايستادن از ذكر زبان ، بنده ملوم نگردد . باز ذكر حقيقت ذكر باطن است حكمش چون حكم ايمان است ، بر دوام بايد بىانقطاع . هم چنان كه انقطاع ايمان روا نباشد و اگر طرفة العينى ذكر باطن منقطع گردد غفلت باشد و حجاب و نيز ذكر زبان كه به شريعت اتصال دارد و انتقال از وى به ذكر چيزى ديگر مر
هامش
( 1 ) - عنوان باب در التعرف ص 103 : قولهم فى الذكر است ولى شمارهء آن با خلاصه يكى است . اين مطلب در ج 3 شرح تعرف بىذكر باب و شمارهء آن از ص 151 آغاز مىشود . ( 2 ) - جمله را بايد به صورت شرطى خواند تا معنى مطلوب به دست آيد .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 319 | مجهول / احمد على رجايى