تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
آن طاعت خويش منت حق بينيد و از حق بينيد كه منت نهاد بر تو و اندر ازل ترا اين قسمت كرد و چون پديد آمدى اهل گردانيد و چون اهل « 1 » گردانيد توفيق داد . چون نظاره منت وى كردى حق بين باشى مخلص باشى . آنگاه بر تو شكرى نو واجب گردد كه ترا توفيق شكر داد اندر زير نظارهء منت ، نيست « 2 » چنان بمانى كه به ديدن خويشتن و عمل خويشتن نپردازى . باز قيل لابى العباس بن عطا : ما الخالص من الاعمال ؟ قال ما خلص من الآفات گفتند مر او را عمل خالص كدام است ؟ گفت آن كه از آفت‌ها بيرون آيد و سلامت يابد . يعنى آفات تباه‌كنندهء عمل يا عجب نفس است يا رياى خلق يا طمع عوض است يا ديدن عمل است كه هر يكى از اين آفات طاعت هر دو كون را ويران گرداند . چون از اين آفات بيرون آيد آنگاه خالص باشد . باز گفت شيخ ابى يعقوب السوسى رحمة اللّه عليه گفت : عمل خالص آن باشد كه نه ملك بداند تا بنويسد و نه شيطان بداند تا آن را تباه كند و نه نفس بداند تا عجب آرد . و آن انقطاع بنده باشد به خداى عز و جلّ و رجوع كردن به خداى تعالى از فعل خود . يعنى بايد كه به خداى پيوندد خويشتن را به بريدن از غير وى . و هر فعلى كه كند از آن فعل سوى خدا باز گردد و آن بود كه از آن فعل خويش شرم دارد و عذر خواهد تا حق تعالى او را خاصهء خويش گرداند و محفوظ دارد از آفات ان شاء اللّه .
هامش
( 1 ) - در اصل خلاصه محو است . ( 2 ) - كلمهء نيست در شرح تعرف ج 3 ص 136 وجود ندارد .