تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
گفت اگر هر اندامى از من لغتى باشد تا بر تو ثنا كنمى بدان نيكويى كه مرا دادى ، آن چه مرا زيادت كرد شكر من چون شكر تو به جاى آوردم فزون‌تر است از آن همه نيكويىها و منت‌ها . يعنى شكر دو كار كند موجود همى بند گردد تا زوال نيابد و معدوم را همى دام گردد تا به دست آيد . پس اگر بنده توفيق شكر نيابد . يافته برهاند يعنى به باد دهد و نايافته به دست نيايد . اكنون در اين بيت چنين گويد كه اين توفيق شكر كه مرا بدادى تا اين نعمت يافته با من بقاء يافت و نايافته مر مرا حاصل آمد ، اين منت زيادت‌تر از آن نعمت آمد كه برخوردارى به وجود نعمت نيست و ليكن برخوردارى به بقاى نعمت است . باز گفت : شكر غايب گشتن است از شكر به ديدن منعم . يعنى نعمت به ذات خويش بزرگ نيست بزرگى نعمت اندر بزرگى منعم است و مقدار مر آن نعمت را نيست و ليكن مقدار مر آن ياد كردن منعم است مر او را كه اگر نزديك خداوند بنده را محل نبودى مر او را خود ياد نكردى . پس بزرگان آن ياد كرد بينند و ياد كرد صفت يادكننده است و مر آن را به شكر مقابله كردن روى نيست از آن كه ياد كرد ازلى به شكر وقتى مقابله كردن درست نيايد ، اندرين مقام عجز و حيرت خويش بيند از شكر فروماند . باز يحيى معاذ گفت رحمة اللّه عليه تا شكر همىكنى شاكر نيئى كه غايت شكر حيرت است ( يعنى ) و آن از آن است كه شكر از خداى تعالى نعمتى است كه بر اين نعمت شكر واجب آيد و اين را نهايت نيست كما قال اللّه تعالى :
« وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها »
« 1 » كه اگر بنده را به شكر يك نعمت بگيرد مر آن شكر را توفيق بايد و بر اين توفيق شكرى ديگر بايد جاودان اندر شكر يك نعمت بماند .
هامش
( 1 ) - سورهء 14 ابراهيم آيهء 34 .