تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
باشد كه حكم آن وقت واجب كند وقتى باشد كه مخوفات از وى ترسند و وقتى باشد كه مخوفات از وى ايمن گردند . يعنى موحد از خوف نبايد كه خالى باشد كه توحيد بىخوف بقاء نيابد . باز گفت آن كه مخوفات از وى بترسند آن كسى باشد كه خوف خداى عز و جلّ بر وى غلبه گيرد تا همگى وى خوف گردد آنگاه همه چيز از وى بترسد چنان كه مصطفى فرمود صلى اللّه عليه و سلم كه هر كه از خداى عز و جلّ بترسد همه چيزها از وى بترسد . و اين مر خوف را تنها نيست و ليكن به همه صفت‌ها حكم همين است تا هر كه از حق تعالى شرم دارد همه چيزها از وى شرم دارند و هر كه مر حق تعالى را تعظيم كند و بزرگ دارد همه چيزها او را بزرگ دارند و هر كسى كه با حق تعالى اندر سر خويش به صفتى صحبت كند از جنس همان صفت مر او را بر ظاهر خلعت افكنند كه جزاى نيكويى مثل وى باشد
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ »
« 1 » پس هر چيزى كه هست با وى بدان وصف و صفت صحبت كند كه وى با حق عز و جلّ همى صحبت كند . باز گفت و آن كسى كه مخوفات از وى ايمن گردند آن كسى باشد كه چون مخوفات بر فكرت وى بگذرد اندر سر وى اثر نكند از بهر آن كه وى به خوف خداى تعالى چنان مشغول گشته باشد كه از هر چه غير خداى است غايب گشته باشد و هر كس كه از همه چيزها غايب شود همه چيزها از وى غايب شود .
يحرق بالنار من يحس بها * فمن هو النار كيف يحترق
گفت به آتش آن را سوزند كه از آتش خبر دارد آن كس كه خود به نفس خويش آتش بود ورا چگونه سوزند . ابو محمد رويم گفت خايف آن باشد كه از غير خداى تعالى نترسد . و
هامش
( 1 ) - سورهء 14 ابراهيم آيهء 7
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 291 | مجهول / احمد على رجايى