باب الاربعون - چهل فى الخوف « 1 »
شيخ ابو عمرو دمشقى گفت خايف آن باشد كه از نفس خويش بيش ترسد كه از شيطان .
و شيخ احمد حمدويه گفت : خايف به حقيقت آن باشد كه هر مخلوقى كه خلق از وى بترسند ، آن چيز از وى بترسد . يعنى چون باطن بنده به چيزى غلبه گيرد بر ظاهر وى نشان آن پديد آيد خواهى محبت و خواهى خوف و رجاء . پس چون در باطن خوف غلبه گيرد و خوف مخوف است باطن را از نظر كردن به غير حق تعالى بسوزاند و ظاهر را از اشتغال به خلاف حق بسوزاند چون شيطان آثار خوف بيند بگريزد از آن كه خوف از مشاهدهء جلال خيزد و با جلال حق كون طاقت نيارد ديو چگونه طاقت آرد .
باز ابو عبد اللّه بن جلا رحمة اللّه عليه گفت : خايف آن باشد كه مخوفات « 2 » از وى ايمن گردد .
و ابن خبيق « 3 » گفت رحمة اللّه عليه : خايف آن باشد كه هر وقتى چنان
هامش
( 1 ) - شماره و نام باب با التعرف ص 97 برابر است و در شرح تعرف ج 3 ص 128 بىقيد باب و ذكر شمارهء آن آمده است .
( 2 ) - التعرف ص 97 : المخلوقات و ظاهرا خطا است .
( 3 ) - در اصل خلاصه و شرح تعرف ص 129 ج 3 : ابن حنيق .