باب السابع و الثلاثون - سى و هفتم فى الصبر « 1 »
چون زهد ترك مراد است ترك مراد نتوان كردن مگر به صبر . پس صبر را بر زهد مقرون كرد .
قال سهل بن عبد اللّه رحمة اللّه عليه كه صبر انتظار فرج است از خداى تعالى .
چون بلايى به تو رسد اندر كونين مفرج ندانى مگر خداى تعالى به خلق ننالى و آن كس كه فرج به دست وى است دانى كه وى وقت فرج بهتر از من داند ، و بر وى اعتراض نيارى . به خلق ننالى عجز خلق را و به حق تعالى ننالى تسليم بندگى را و لكن منتظر باشى مر فرج را . قال و هو افضل الخدمة و اعلاها .
گفت فاضلترين خدمت و برترين خدمت اين است كه صابر باشى اندر بلاى وى و فرج را از جز دوست انتظار نكنى . باز گفت « 2 » صبر آن است كه اندر صبر ، صبر كنى يعنى صبر خويش نبينى و اندر بلا صابر باشى به ناناليدن ، و آن قوت صبر از حق تعالى بينى كه مر ترا صبر داد تا صبر توانستى كردن چنان كه فرمود :
« وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ »
« 3 » باز گفت : معناه ان لا يطالع « 4 » فيه الفرج .
هامش
( 1 ) - شماره و موضوع باب با آن چه در التعرف ص 94 آمده برابر است مگر اين كه عنوان باب در التعرف : قولهم فى الصبر است و در شرح تعرف بىذكر باب و شمارهء آن در ص 113 ج 3 مندرج است .
( 2 ) - فاعل آن كسى ديگر است جز سهل ، بر طبق ص 94 التعرف
( 3 ) - سورهء 16 النحل آيهء 127
( 4 ) - التعرف ص 94 : تطالع