او را فول است و از حقيقت توحيد با وى بويى نيست .
باز گفت چون كار بدين جمله بود كه اندر هر مقامى نفى و اثبات بود ، نفى اين مقام اثبات آن مقام بود و اثبات آن مقام نفى اين مقام ، اين طايفه اندر ميان يك ديگر اندر علم خويش الفاظى بنهادند كه اهل آن مذهب معنى آن الفاظ بدانستند و آن كسها كه ايشان اهل نبودند لفظ بشنيدند و معنى ندانستند تا اهل به مراد برسيدند و نااهل به عينيت بيفتادند .
و باز گفت و بدان الفاظ مصطلح اشارت كردند به رمز ، هر كه خداوند آن مقام بود آن را اندر يافت و پوشيده گشت معنى آن سخن بر شنوندهاى كه بدان مقام نرسيده بود تا يا گمان نيكو برد بدين گوينده و بپذيرفت گفتار او را و به نفس خويشتن باز گشت و بر خويشتن حكم كرد كه فهم من اين را همى در نيابد ، و يا گمان وى بدين گوينده بد شد و مر قايل را به هوا منسوب كرد و او را گزافه گوى خواند و هذا اسلم له من رد الحق و انكاره .
و گروهى از متكلمان ابن عطا را رحمة اللّه عليه چنين گفتند كه چه بوده است مر شما را يا صوفيان كه الفاظى اشتقاق كرديد كه بر شنوندگان غريب نمود و اين زبان معتاد را به جاى مانديد ؟
اين از دو بيرون نيست : يا همى تمويه كنيد و مر حق را تمويه به كار نيايد و درست گشت كه با شما حق نيست يا اندر مذهب شما عيبى و عوارى هست كه همى پوشيده كنيد .
جواب داد ابو العباس بن عطا كه اين را از بهر آن پوشيده كرديم كه ما را بر اين غيرت بود از آن كه بر ما عزيز بود نخواستيم كه جز طايفهء ما از اين شراب بهره يابد .
يعنى روا نباشد كه اولياء سر خويش پنهان ندارند . چون حق تعالى اولياى خويش را ميان خلق پنهان داشت چون اولياء سرّ بودند اولىتر كه
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: مجهول
ص٢٦١