گفت : ما مر او را بينيم و وى ما را بيند و مر آن را اندر هر اندامى اثرى باشد « 1 » .
ترى الاقوال فى احوال اسرى * كأسر العارفين ذوى الخسارة
گفت : اقوال را زير احوال اسير بينى [ چنان كه اهل خسارت را در دست عارفان اسير بينى ] « 2 » .
هامش
( 1 ) - همان گونه كه ملاحظه مىشود معنى كلمهء : سرورا از متن خلاصه ساقط است ولى در شرح تعرف ص 89 ج 3 ترجمه شده است .
( 2 ) - آن چه بين قلاب گذارده شده در متن خلاصه نيست از ص 90 جلد سوم شرح تعرف براى تكميل ترجمه نقل شده است .