تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
و سبيل برانيدن از غير حق اين است كه گفتيم كه حواس را از پراكندگى جمع كند و نفس را از مرادها منع كند و از دنيا اعراض كند . اما تطهير سرّ آن باشد كه مر او را بشويد از هر چيزى كه مر او را بيالايد و آلايش و پليدى سرّ دو نوع است يكى صحبت نفس و دنيا و يكى صحبت خلق . اما صحبت خلق هم چون نجاست عين است و صحبت دنيا و نفس هم چون نجاست حكم ، تا سرّ را از اين هر سه نشويى قربت را نشايد . باز گفت و اين است علم معرفت يعنى معانى متفرق را يك معنى گرداند و همه هموم مختلف را يك همت گرداند آنگاه به كمال عارف گردد [ و ] خلق را به صفت ضعف و عجز و فناء به حقيقت بداند از ايشان اعراض آرد ، و حق را به صفت قوت و قدرت و قهر و بقاء به حقيقت بداند و به وى اقبال آرد ، عارف گردد چنان كه بيش او را در خواطر خطا نيفتد . از بهر آن كه خطا اندر حال كثرت افتد و اندر يكى خطا نيفتد من كان له واحد امن من الغلط و من تمسك بالواحد لم يقع فى الخطاء . باز گفت از پس اين كه ياد كرديم ، علوم خواطر باشد و علم مشاهدت و مكاشفت . يعنى ترتيب علوم بر اين اصل نهاد كه ياد كرديم : اول علم توحيد كه اصل است مر همهء علوم را ، باز علم شريعت كه فرع توحيد است و صحت وى دليل صحت اصل است ، باز علم حكمت و آن شناختن نفس است و رياضت كردن وى و راست كردن اخلاق وى و حذر كردن از كيدهاى وى و شناختن عدو است و كيدهاى وى و فتنهء دنيا شناختن و احتراز كردن از وى و به صلاح آوردن اخلاق نفس و حواس نگاه داشتن و سرّ پاك كردن و خاطر نگاه داشتن ؛ بعد از اين علم خواطر و مشاهدات و مكاشفات پديد آيد .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 254 | مجهول / احمد على رجايى