باز گفت اگر توفيق يابد كه پيشتر رود يا برتر رود اندر علم آموختن تا شبهتهايى كه مر او را اندر خاطر افتد از خويشتن دور كند روا باشد . و نيكوتر بود اگر روى از اين خواطر بگرداند و چنگ بدان جمله زند كه شناخته است يعنى بر اجماع سلف و مذهب سنت اعتماد كند و متابع ايشان باشد . و باز گفت اگر دور باشد از آن كسى كه با وى مناظره كند و بر وى حجت آورد و با وى جدال كند وى اندر فراخى باشد .
يعنى چون مر او را چيزى درست گشت يا به كتاب يا به سنت يا به اجماع سلف ، اگر كسى از مبتدعان با وى جدال كند به جدال وى گوش ندارد و از اين گروه برگردد و بگريزد تا مر او را فراخى باشد .
باز گفت و آن كه به جنگ و مناظره مشغول خواهد گشتن به استعمال علم خويش مشغول گردد تا آن چه دانسته است مر آن را كار بندد مر او را اولىتر باشد .
و اول چيزى كه بر اين بنده واجب شود از پس آن كه توحيد و معرفت درست كرده باشد آن است كه علم آفات نفس بداند و بشناسد كه نفس چيست و نفس را رياضت چگونه بايد كردن و تهذيب اخلاق چگونه بايد حاصل كردن . يعنى هر چند علوم حاصل كرده باشد چون نفس راست نگرداند و بال علم بر وى بيشتر باشد زيرا كه چون نفس عز علم ديد و اقبال خلق ديد پشت به جاه نهد ، حق را و آخرت را برهاند يعنى به باد دهد از آن كه دين با جاه گرد نيايد و چون نفس را رياضت كرده باشد نه از ذل باك دارد و نه از ملامت ، همه آن طلب كند كه تا ميان حق تعالى و ميان وى درست گردد . باز چون رياضت نكرده باشد از علم تأويل جويد رفع ملامت خلق را يا حيلت جويد مر تحصيل جاه را ، همان علم كه سبب حصول دين است ، سبب زوال دين گردد نعوذ باللّه .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: مجهول
ص٢٥١