تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
متابعت و معاملت صفت ظاهر . باز گفت و درست كردن معاملات به معرفت علم وى باشد و آن علم كه به وى اعمال درست توان كردن علم شريعت است و علم اصول فقه چون نماز و روزه و زكات و حج و ديگر فرائض ، و علم معاملات چون نكاح و طلاق و مبايعات و ديگر علم‌ها كه خداى عز و جلّ واجب كرد بر بنده و بنده را به وى خواند و آن چه بنده را بىنيازى نيست از معاش دنيا ، يعنى اين همه علم ببايد تا طلب معاد درست آيد و تا از معاش بنده فارغ نگردد به طلب معاد نرسد و فراغت از معاش به شريعت بايد كه بداند كه مرا همى چه بايد كردن طلب و چه بايد به جاى ماندن تا آن چه متروك است طلب نكند و آن چه مطلوب است به جاى نماند و از اين معنى است كه خداى عز و جلّ فريضه كرد علم آموختن [ و ] فرمود :
« فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ »
« 1 » چون بنده اعمال درست كرده باشد باز عيوب اعمال بياموزد تا اعمال وى با اخلاص گردد و عبادت معاملت است و اخلاص اخراج عيوب از معاملات . و اگر چنان بودى كه چيزى بودى مر تصحيح باطن را بهتر از معاملات شريعت ، حق عز و جلّ مر بندگان را آن فرمودى كه وى حكيم است چون فرمود كه :
« اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا »
« 2 » و دوست مر دوست را آن فرمايد كه نيكوتر بود . باز گفت علم‌هايى كه آن به آموختن راست آيد اين است يعنى علم نعمتى است كه بىجان كندن و جهد و بىشدت و ذل و بىسختى و مشقت حاصل نيايد ، پس جهد اندر تعلم بيشتر از آن است كه جهد اندر ديگر
هامش
( 1 ) - سورهء 9 - التوبة آيهء 122 ( 2 ) - سورهء 2 - البقرة آيهء 257