نعمتها [ از ] « 1 » بزرگى عز علم را . و چون علم حاصل گشت جهد معاملت بايد كردن و العلم [ بين ال ] « 2 » جهدين جهد الطلب قبل حصوله و جهد الاستعمال بعد حصوله . اگر طلب علم در مقدمه نباشد جاهل ماند ، نه خداى را عز و جلّ شناسد و نه وجوه خدمت را مخذول بماند . و اگر علم حاصل كند و در عمل استعمال نكند بر وى حجت و و بال گردد و خاسر گردد .
باز گفت اول چيزى كه مر بنده را لازم شود آن است كه جهد كند اندر طلب علم شريعت و استوار كردن وى بر آن مقدار كه قدرت طبع وى باشد و قوت فهم وى باشد . يعنى صحت باطن تصحيح ظاهر واجب كند و تصحيح نباشد مگر به علم شريعت ، تا علم شريعت حاصل نيايد عمل مستقيم نگردد كما قال النبى صلى اللّه عليه و سلم : اطلبوا العلم و لو بالصين و نيز فرمود : قليل بعلم خير من كثير به غير علم .
باز گفت اين علم شريعت بعد از آن بر وى واجب گردد كه نخست علم توحيد و معرفت استوار كرده باشد از بهر آن كه علم توحيد و معرفت اصل است و علم شريعت فرع و اين علم توحيد و معرفت كه استوار كند و باز علم شريعت كه بر وى بنا مىكند مىبايد كه بر طريق سنت و اجماع سلف صالح باشد كه بدان بودهاند و به قدر آن چه يقين شود به درستى آن چه اهل سنت و جماعت بر آن بودهاند . يعنى هر كسى كه به وقتى نزديكتر به علم آن وقت عالمتر و مصطفى فرمود صلى اللّه عليه و سلم : لا تجتمع امتى على الضلالة و طريق اجماع طريقى است مسلوك چون جادهاى و هر كه بر جاده و طريق مسلوك باشد هرگز گم نگردد .
هامش
( 1 ) - آن چه بين قلاب قرار داده شده در اصل خلاصه محو است و با توجه به ص 73 جلد سوم شرح تعرف افزوده شده است .
( 2 ) - آن چه بين قلاب قرار داده شده در اصل خلاصه محو است و با توجه به ص 73 جلد سوم شرح تعرف افزوده شده است .