« فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ »
« 1 » گفتهاند كه اين نطق شهادت « ان لا إله الا اللّه » گفت يعنى هم چنان كه اين شهادت حق است روزى دادن بندگان را حق است و نيز فرمود كه
« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ »
« 2 » پس چون بنده را اين توكل و ثقت بر وعدهء حق تعالى درست گردد مر او را كسب كردن شرك باشد [ و ] ترك كسب بر وى واجب باشد تا بدان كسب متهم داشتن مر خداى تعالى را نباشد . و اين كسب كه مباح آمد ضعف يقين خلق را آمد نه از بهر آن كه خداوند [ را ] يارى بايد مر روزى دادن بندگان را « 3 » .
باز گفت سهل عبد اللّه رحمه اللّه : اهل توكل را كسب روا نباشد مگر متابعت سنت را و مر « 4 » متوكلان را كسب كردن روا نباشد مگر معاونت خلق را ، يعنى تا دل خلق از من فارغ گردد و از من نفعى به خلق برسد و اصل مسلمانى بر اين دو سخن است : بلاى خلق كشيدن و بار نانهادن . باز گفت آن چه از اول كتاب تا اينجا ياد كرديم اين است كه نزد ما درست گشته است از مذهب اين طايفه و قولهاى ايشان آن چه اندر كتابها ياد كردند و آن چه شنيديم از ثقات كه اصول ايشان دانسته بودند و مذهب ايشان درست كرده بودند . و اين كه ياد كرديم از مذاهب ايشان آن است كه ما فهم كرديم از رموز و اشارات ايشان اندر سخن ايشان .
فاما اين همه اندر كتابهاى ايشان نبشته نيست بر اين لفظ كه ما حكايت
هامش
( 1 ) - سورهء 51 ذاريات آيهء 23
( 2 ) - سورهء 65 طلاق آيهء 3 .
( 3 ) - در شرح تعرف ص 68 جلد سوم عبارت به خلاف متن خلاصه است بدين گونه :
و اين كسب كه مباح آمد يقين خلق را آمد آن كه خدا را يارى بايد در روزى رسانيدن بندگان نبينى كه جز آدمى را كسب به كار نيايد اگر آدمى را يقين درست استى حال او همچنين استى هر چند خداوند كارها را جز به اسباب راست نياورد اما با توجه به مقدمات و زمينهء سخن در باب توكل ظاهرا عبارت متن خلاصه يعنى كتاب حاضر با سخن صوفيه موافقتر است .
( 4 ) - در خلاصه آمده است : مر جز متوكلان كه كلمهء جز چون زايد بود حذف شد .