تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
و سندان و انبر ، و اين آلت پيشه باشد . پس اين همه دليل است كه كسب كردن واجب است و اگر كسب مر توكل را نقصان بودى انبياء عليهم السلام از اين دور بودندى كه ايشان متوكل‌تر از ديگران‌اند . و مصطفى صلى اللّه عليه مر ياران خويش را كسب منع كردى تا توكل ايشان را نقص نيارد . فاما اصحاب صفه از عجز كسب نياوردند و مال نداشتند كه تجارت كردندى كما قال اللّه تعالى :
« لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ »
« 1 » . پس اعيان اين طايفه كسب كردن فريضه نداشتند و لكن مباح داشتند از بهر آن كه اندر خويشتن چندان قوت توكل دانستند كه اگر از گرسنگى بمردندى از خداى عز و جلّ اعراض نكردندى و پيش خلق گله نكردندى و هر كسى كه او را مقام اين باشد بر وى كسب فريضه نباشد . فاما چون طاقت صبر ندارد كه يا اعتراض كند يا سؤال كند مر او را كسب كردن فريضه باشد . باز گفت ايشان كسب را مباح دارند به وجهى كه اندر شريعت آن را اباحت باشد و اندر وى بيدار باشند و احتراز كنند تا اندر شبهتى نيفتند . و اين كسب كه مباح داشته‌اند از بهر معاونت باشد و آن كه تا طمع نفس از خلق بريده گردد و تعطف كند بر همسايه و نيت كند كه به غير خود صرف كند . و اين كسب كردن واجب باشد بدان كسى كه كسى به وى بسته باشد كه فريضهء ايشان بر وى واجب باشد . يعنى آن كس كه ما كسب بر وى فريضه نداريم او تنها باشد تا اگر كسب به جاى ماند بر نصيب خويش به جاى ماند ، فاما چون او را عيالانى باشند كه نفقهء ايشان بر وى فريضه باشد بر اين كس كسب كردن فريضه باشد .
هامش
( 1 ) - سورهء 2 بقره آيهء 273
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 243 | مجهول / احمد على رجايى