تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
است ، باز مشاهدت است . تا گزيده نباشد معرفت نيابد و تا عارف نباشد قربت نيابد و تا قربت نيابد مشاهدت نيابد . باز گفت گروهى ايمان و اسلام هر دو يكى داشتند گفتند دو نام است مر يك معنى را كما قال اللّه تعالى :
« فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ . فَما وَجَدْنا [ فِيها ] غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ »
« 1 » يك طايفه را خداى عز و جلّ هم مؤمن خواند و هم مسلمان ، درست شد كه هر دو را يك معنى است . و نيز گفتند چون مسلمان نخوانند مگر مؤمن را و مؤمن نخوانند مگر مسلمان را ، درست شد كه معنى يكى است . و نيز حق تعالى فرمود :
« أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ »
« 2 » . حق تعالى خبر داد كه نور اسلام در باطن است و شك نيست كه باطن محل ايمان است ، پس ايمان و اسلام هر دو يكى است . و گروهى ميان اسلام و ايمان فرق كردند و اين درست‌تر است نزديك ما هم به حق لغت و هم به حق شريعت . فاما حق لغت آن است كه ايمان اشتقاق وى از امن است يا از تصديق . و اما اسلام خضوع است و انقياد كما قال اللّه تعالى فى قصة خليل عليه السلام :
« أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ »
« 3 » و شك نيست كه خليل پيش از اين خطاب مؤمن بود و نيز فرمود :
« قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا »
« 4 » ايمان نفى كرد و اسلام ثابت كرد و يك شىء مثبت و منفى محال است . پس ايمان نزديك ما اعتقاد است مر صانع را جل جلاله و استوار داشتن او را به هر چه بگفت . و اسلام گزاردن شرايع است و قبول ايمان است ، و گزاردن اسلام . و دليل بر اين سؤال جبريل عليه السلام است كه از
هامش
( 1 ) - سورهء 51 - الذاريات آيهء 35 و 36 ( 2 ) - سورهء 39 - الزمر آيهء 22 ( 3 ) - سورهء 2 - بقره آيهء 31 ( 4 ) - سورهء 49 - حجرات آيهء 14
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 232 | مجهول / احمد على رجايى