تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
گردانيد . پس چون مؤمن اقرار و تصديق آورد و همه فرائض به جاى آورد و از منهيات باز ايستاد ايمن گشت از عذاب خداى تعالى . يعنى چون ايمان از بهر ايمن كردن باشد و اين ايمنى بنده بدين معنى باشد كه ياد كرديم ايمن گردد و ايمان وى ايمانى باشد تمام و گفت هر كه از اين چيزها هيچ چيز نيارد ، جاودانه دوزخى گردد و او را از هيچ وجهى امن نباشد لاجرم او را ايمان نباشد و آن كه اقرار و تصديق بيارد و اندر اعمال تقصير كند روا باشد كه معذب باشد و لكن مخلد نباشد و بناى اين سخن بر مذهب سنت و جماعت است و گفت اين كس از خلود ايمن است اما از عذاب ايمن نيست و ايمنى چنين كس ناقص بود و تمام نبود و ايمنى آن كس كه همه شرائطها بيارد تمام باشد و ناقص نباشد . پس واجب باشد كه نقصان امن وى از نقصان ايمان وى باشد چون تمام ايمنى وى از تمامى ايمان وى باشد . قال النبى صلى اللّه عليه و سلم : من راى منكرا فليغيره بيده فان لم يستطع فبلسانه و ان لم يستطع فبقلبه و ذلك « 1 » اضعف الايمان . و گفت مصطفى صلى اللّه عليه و سلم وصف كرد ايمان آن كس كه تقصير كند در واجب از ضعف ، و گفت آن از ضعيفى ايمان باشد و آن ، آن كس است كه منكرى ببيند و انكار آن كند به باطن وى دون ظاهر وى ، پس خبر داد كه ايمان باطن دون ظاهر ايمانى ضعيف باشد و اين چنان است كه مصطفى فرمود صلى اللّه عليه : من تواضع لغنى لغناه « 2 » ذهب ثلثا دينه . از بهر آن كه دين بر سه قسمت است : بر دل و بر زبان و بر اركان ، چون توانگرى را تواضع كرد زبان به ثناى وى مشغول كرد و تن به خدمت وى مشغول كرد ، با خداوند عز و جلّ نماند او را مگر دل . پس ثلث ماند و دو ثلث رفت .
هامش
( 1 ) - ذاك شرح تعرف ج 3 ص 40 . و همچنين در شرح تعرف فان لم يستطع ( 2 ) - شرح تعرف ج 3 ص 40 : لغنى لاجل غنا له