تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
سابق علم خويش بنده را ايمان قسمت كرده است بدان مقدار كه قسمت رفته است چون پديد آيد زيادت و نقصان نباشد از بهر آن كه قسمت بر غفلت نبوده است چه بر علم بوده است و مر آن علم را كه قسمت از وى آمده است زيادت و نقصان روا نيست پس قسمت را نيز هم روا نباشد . و باز آن ايمان كه صفت انبياء است زيادت پذيرد و نقصان نپذيرد و گفت از آن كه انبياء اندر مقام مزيد باشند همواره از خداى تعالى مر ايشان را قوت و يقين و مشاهدات زيادت همىگردد « 1 » . يعنى آن چه مر انبياء را عليهم السلام داده باشد « 2 » از كرامت ظاهر و باطن نشايد كه باز ستاند كه باز ستدن كرامت طرد است و انبياء مطرود نباشند و لكن با داده همى كرامت زيادت كند ، چون كرامت زيادت گردد قوت و يقين و مشاهدات زيادت شود . باز ديگر مؤمنان كه دون انبيايند بفزايد باطن ايشان به قوت و يقين و بكاهد از فروع به تقصير اندر فرائض و به جاى آوردن نهىها . يعنى ظاهر تبع باطن است هر چند قوت باطن قوىتر مشاهدت وى بيشتر و محبت وى درست‌تر و ظاهر مراد را منقادتر . و هر چند معانى باطن وى ناقص‌تر ظاهر وى كاهل‌تر و غافل‌تر . پس زيادت و نقصان ظاهر دليل كند بر زيادت و نقصان باطن . باز انبياء عليهم السلام معصوم باشند از ارتكاب مناهى و محفوظ باشند اندر فرائض از تقصير آوردن پس اوصاف ايشان را نقصان نباشد
هامش
( 1 ) - آن چه ذيلا مىآيد در التعرف ص 82 ( فقط آيهء قرآن ) و در شرح تعرف ج 3 ص 42 وجود دارد و از متن خلاصه ساقط است : و مشاهدات احوال الغيوب و چون پيغمبران عليهم السلام احوال غيب را شاهدتر گردند يقين ايشان قوىتر گردد كما قال اللّه تعالى« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ »سورهء انعام 6 آيهء 75 . ( 2 ) - اصل خلاصه : باشند .