و گفت « 1 » تمامتر مؤمنان [ به ] ايمان آن كسى باشد كه نيكوخوتر است . و چون ايمان را به كمال وصف كرد هر چه كمال پذيرد نقصان پذيرد .
و گفت نيكوخويى در ظاهر بود و در باطن بود و هر آنگاه كه نيكوخويى وى در ظاهر و باطن كامل باشد ايمان وى كامل باشد و چون نيكوخوييش ظاهر و باطن نباشد ايمان وى ناقص باشد . يعنى هر آن كس كه نيكوخو باشد خلق خداى تعالى از شر وى ايمن باشند و آن مقدار كه خلق را از وى ايمنى افتد او را از حق تعالى ايمنى افتد و ايمان وى از طريق امن تمام گردد
قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم : المؤمن من امن جاره بوائقه « 2 » .
اى المؤمن امن نفسه من عذاب الله من آمن جاره بوائقه . اين نه ايمان تصديق باشد و لكن معنى وى آن باشد كه ايمنكنندهء تن خويش از عذاب خداى عز و جلّ آن كسى باشد كه خلق از شر وى ايمن باشند و اين بر زيادت و نقصان باشد از بهر آن كه تفاوت اخلاق را نهايت نيست كما قال رسول الله صلى الله عليه و سلم : ان الله تعالى قسم بينكم اخلاقكم كما قسم بينكم ارزاقكم . پس بر مقدار تفاوت اخلاق زيادت و نقصان ايمان باشد .
و گروهى از اين طايفه گفتند زيادت و نقصان ايمان از روى صفت باشد نه از روى عين ايمان ، پس زيادت ايمان از جهت جودت و حسن و قوت باشد و نقصان ايمان از نقصان اين صفات باشد نه از جهت عين ايمان . همچنين ايمان بنده چون به زيادت اوصاف آراسته گردد ثواب آن ايمان را نهايت نيست .
قال النبى صلى اللّه عليه و سلم : كمل من الرجال كثير و لم يكمل
هامش
( 1 ) - فاعل فعل گفت پيغمبر ( ص ) است .
( 2 ) - اين حديث در التعرف و شرح تعرف چاپ هند نيست .