تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
و مكاشفات دهد اندر سر يعنى چيزهايى كه ديگران نبينند ايشان را ديدار افتد و چيزهايى كه بر ديگران پوشيده باشد بر ايشان گشاده گردد و از آن چيزها كه نشايد كه كند مگر با خاصگان خويش و با آن كسى كه مر او را بگزيده باشد مر خود را اندر ازل ، از آن چيزها كه مثل آن اندر سرهاى دشمنان نكند . شيخ اين همه سخن كه مىبيارد به دليل آن كه شايد كه ولى بداند كه من وليم هر چند اندر وى خبر نيامده باشد بدان كه اندر خويش اين همه معانىها بيند كه اندر اعدا روا نباشد . فقد ورد الخبر عن النبى صلى اللّه عليه و سلم فى ابى بكر « 1 » رضى اللّه عنه : انه لم يفضلكم بكثرة صوم او صلاة و لكن بشىء وقر فى صدره اى فى قلبه « 2 » . يعنى روا باشد كه مر ولى را اندر دل تعظيمى باشد كه مر ديگران را آن تعظيم نباشد تا دليل گردد مر او را كه من از اولياى خدايم عز و جلّ . و ايمن گرداند مر ايشان را كه آن چه اندر سر خويش همىيابند كرامات و عطا است از خداى عز و جلّ و آن چه هست حقيقت است و مكر و استدراج نيست هم چنان كه خداى تعالى در قصهء برصيصا و بلعم ياد كرد از آن كه شناسند كه علامت حقيقت آن چون علامت خداع و مكر نباشد از بهر آن كه نشان مخادعات به ظاهر باشد از پديد آمدن چيزى كه به خلاف عادات باشد و گمان برند كه آن علامت ولايت و نزديكى است
هامش
( 1 ) - در التعرف و شرح تعرف : ابى بكر الصديق ( 2 ) - آن چه اينجا يعنى در خلاصه نقل شده با متن التعرف و هم شرح تعرف فرق دارد . التعرف ص 79 : انه لم يفضلكم بكثرة الصوم و الصلاة و لكن فضلكم بشىء وقر فى صدره او فى قلبه شرح تعرف ج 3 ص 32 : انه لم يفضلكم ابو بكر بكثرة صلاة و لا صيام و انما فضلكم بشىء وقر فى صدره او فى قلبه .