تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
و آن به حقيقت فريفتن باشد و دور كردن . مذهب شيخ رحمة اللّه عليه آن است كه شايد كه ولى بداند كه مرا ولايت است و از وى سؤال كردند كه چون دون انبياء از مكر خداى ايمن نيند ، اين ولى چگونه ايمن گردد تا بداند كه من ممكور نيم . از اين سخن همى جواب دهد كه آن كسى كه ممكور و مخدوع باشد چون به ظاهر چيزى از كرامات بيابد با آن كرامات آرام گيرد و خويشتن را اهل آن كرامات داند ، اين نشان ممكورى و مخدوعى باشد نه نشان ولايت . باز كسى را كه مر او را محل ولايت باشد يا كرامت ، با آن كرامات آرام نگيرد و خود را اهل كرامات نشناسد . و بيشتر مشايخ اين طايفه اين را منكرند و گويند نشايد كه ولى بداند كه من ولىام از بهر آن كه تناقض لازم آيد بدين اصل كه شيخ رحمة اللّه عليه نهاد از بهر آن كه چون كرامت بيابد و با كرامت بيارامد ممكور گردد پس اگر از كرامات بترسد كه نبايد كه مكر است مر او را چگونه درست گردد كه من وليم و به هر دو حال هيچ گونه ايمنى نيست و چون دوستى درست بود ايمنى باشد . باز شيخ رحمة اللّه عليه مىگويد كه اگر روا باشد كه خداى تعالى با اولياى خويش چيزى كند كه آن اختصاص و كرامت باشد هم چنان كه با اعداء كند مكر و استدراج ، پس جائز باشد كه با انبياء عليهم السلام همان كند كه با اعداء كند . و عامهء مشايخ را جواب اين آن است كه انبياء عليهم السلام به خبر ايمن گشتند پس دوستى ايشان به وحى درست گشت روا نباشد كه با ايشان همان كند كه با دشمنان كند از بهر آن كه ايشان از تبديل و تغيير ايمنند . باز اين كس را كه همى دعوى ولايت كند هيچ خبر نيست تا ايمن شود و غيب دانستن روى نيست و از مكر ايمنى