و باز گفت خصوص ولايت مر بنده را از خداى تعالى اين باشد و هر كه را صفت اين باشد كه ياد كرديم ديو را به وى راه نبود كه او را گمراه گرداند يا تواند گردانيد . كما قال اللّه تعالى :
« إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ »
« 1 » و گفت با همين احوال اين ولى معصوم نباشد از گناه صغيره و كبيره . و نيز اتفاق است كه هر چه دون انبيايند از كفر معصوم نباشند . چون از كفر معصوم نباشند از كبائر و صغاير چگونه معصوم باشند و اگر از اين دو يكى را در افتند يعنى گناه كبيره و صغيره توبهء خالص بيارند و اصرار نيارند . بزرگان گفتهاند كه بنده را عذاب كردن بر گناه نيست و ليكن بر عذر ناخواستن است زيرا كه صفت بندگى عذر خواستن است چرا عذر نخواهى . و گفت انبياء معصوم باشند و اجماع است كه بر انبياء كبيره نرود و نزديك گروهى صغيره نيز بر ايشان نرود و شرح زلات انبياء در پيش ياد كرده شد .
و گفت برخاستن خوف عاقبت از بنده ممتنع نيست و لكن روا است كه بنده از عاقبت ايمن گردد . خبر داد مصطفى صلوات اللّه عليه و سلم و گواهى داد ده تن را به بهشت و راوى خبر سعيد زيد است و وى يكى از اين عشره است . و گواهى مصطفى صلى اللّه عليه واجب كند كه دل او بيارامد و او را استوار دارند . و اين گواهى مصطفى صلى اللّه عليه بنده را ايمن گرداند از تغيير كردن دين و زوال خوف تبديل از آن كه در گوايى پيغمبر شك آوردن كفر باشد .
و الروايات « 2 » التى جاءت فى خوف المبشرين من قول ابى بكر رضى اللّه عنه : ليتنى كنت تمرة تنقرها « 3 » الطير .
و قول عمر : يا ليتنى هذا التبن « 4 » ليتنى لم اك شيئا .
هامش
( 1 ) - سورهء 15 - حجر آيهء 42
( 2 ) - اصل خلاصه : و قال الروايات
( 3 ) - در متن عربى التعرف به ترتيب : ينقرها و يا ليتنى كنت هذه النبتة و همچنين است هر دو
( 4 ) - در متن عربى التعرف به ترتيب : ينقرها و يا ليتنى كنت هذه النبتة و همچنين است هر دو