و اولياء را وقتى كرامت باشد و وقتى نباشد ، و انبياء را معجزه بر دوام باشد . و مر ولى را قصور روا باشد و مر نبى را قصور روا نباشد .
و گروهى از متكلمان و بعضى از صوفيان روا داشتند پديد آمدن چيزى كه مانندهء معجزات نبى و كرامات ولى باشد بر دروغ زنان كه ايشان نه پيغمبر باشند و نه ولى ، از آن روى كه همىدانند كذب خويش اندر آن وقتى كه خويشتن دعوى كنند اندر چيزى كه شبهت نيفكند چنان كه رود نيل با فرعون برفت ، و مصطفى صلوات اللّه عليه خبر داد اندر قصهء دجال كه مردى را بكشد و باز زنده گرداند اندر آن چه نمايش كند .
يعنى دجال را حقيقت ميرانيدن و زنده كردن نباشد و ليكن تخييل باشد چنان نمايد كه مىميرانم و زنده مىكنم . از مصطفى صلوات اللّه عليه سؤال كردند كه دجال بميراند و زنده گرداند ؟ فرمود كه دجال بر خداى عز و جلّ از آن خوارتر است كه وى را اين كرامت كند باز گفت تخييل باشد و مرده زنده كردن نباشد . و گفت از بهر آن جائز داشتند كه اين فرعون و دجال چيزى دعوى كردند كه شبهت نيفتد از بهر آن كه عين ايشان و ذات ايشان گواهى دهد بر دروغ ايشان اندر آن چه دعوى كردند از خدايى و مثل آن .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: مجهول
ص١٩٩