كرامت به تصديق نبى يافتم و نبى نيم ، پس مر تبع كسى را بزرگ كردن و نواختن كرامت سيد وى باشد و پيغمبران سيد قوم خويش باشند .
و شيخ ابو بكر وراق گفت رحمة اللّه عليه كه پيغمبر به معجزه پيغمبر نگشت و ليكن به فرستادن خداى تعالى پيغمبر گشت و به وحى آمدن به وى و چون خداى عز و جلّ او را به خلق فرستاد و به وى وحى كرد پيغمبر باشد هر چند او را معجزه باشد يا نباشد . و واجب گشت بر آن كسها كه پيغمبر صلى اللّه عليه مر ايشان را دعوت كرد اجابت كردن هر چند ايشان را معجزه ننمايد و معجزات اثبات حجت را است بر آن كس كه منكر گردد ، و واجب گشتن عذاب را است بر آن كس كه خلاف كند .
فاما اجابت پيغمبر به دعوت واجب گردد از بهر آن كه پيغمبر صلى اللّه عليه به چيزى همىخواند كه آن خود خداى تعالى واجب كرده است و آن اثبات يگانگى حق تعالى كردن است و نفى شركاء از وى كردن و پيغمبر مر ايشان را به چيزى خواند كه اندر عقل محال نيست و ليكن واجب است يا جائز است .
و مصنف كتاب گفت رحمة اللّه عليه كه چنان كه معرفت واجب است ، خدمت واجب است از بهر آن كه به جاى آوردن شكر نعمت واجب است عقلا و عرفا و شرعا و همهء اهل اديان را بر اين اتفاق است و هر عضوى را شكرى است كه گزارد آن واجب است . پس خدمت واجب بود هم چنان كه توحيد واجب بود و لكن چگونگى وجه خدمت پيدا نبود ، پيغمبران را صلوات اللّه عليهم بفرستادند بيان وجه خدمت را نه بيان به وجوب خدمت . و معجزات از بهر معاندت و مضادت بود .
و باز گفت اصل اين آن است كه دو تن باشند يكى نبى و يكى
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: مجهول
ص١٩٥