تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
« يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ
« 1 »
، قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ »
« 2 » و آن عفريت ايمان آورده بود دعوى كرد و سليمان عليه السلام بر وى انكار نكرد . باز آصف عليه السلام گفت :
« أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ »
« 3 » دعوى بكرد و بياورد و نه آصف پيغمبر بود و نه عفريت . و به خبر آمده است از مصطفى صلى اللّه عليه و سلم : رب اشعث اغبر ذى طمرين لا يئوبه له و لا يزوج المنعمات و لا يفتح له السدد و لو اقسم على اللّه لابره منهم البراء بن مالك « 4 » و معجزهء انبياء با دعوى باشد و كرامات اولياء بىدعوى باشد زيرا كه پيغمبر را به اثبات نبوت حاجت است تا به وى ايمان آرند و ولى را به اثبات ولايت حاجت نيست . و گفت كلام بهايم و رفتن بر آب و طى الارض و ظاهر كردن چيزها در غير موضع و وقت آن بر اولياء روا داشته‌اند و در كتاب و اخبار آمده است بعضى ياد كرده شد . و از صحابه دو تن در حضرت مصطفى بودند صلوات اللّه عليه ، چون بيرون آمدند شب تاريك بود هر دو عصا داشتند از سر هر عصا روشنايى داد چون چراغ تا به خانه رفتند و مثل اين بسيار است . و روا داشتن كرامت اولياء به عصر پيغمبر و به عصر غير وى يكى باشد . چون در عصر پيغمبر باشد از بهر استوار داشتن اين ولى پيغمبر را باشد ، و غير عصر پيغمبر چون هم به تصديق پيغمبر يابد معجزهء پيغمبر گردد . و امير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه كه گفت : يا سارية الجبل الجبل و عمر به مدينه بود بر منبر و ساريه در روى دشمن يك‌ماهه راه و مثل اين
هامش
( 1 ) - سورهء 27 نمل آيات 38 - 39 - 40 ( 2 ) - سورهء 27 نمل آيات 38 - 39 - 40 ( 3 ) - سورهء 27 نمل آيات 38 - 39 - 40 ( 4 ) - در شرح تعرف ص 3 جلد سوم براء بن عاذب آمده است .