تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ
« 1 »
»
گفت : ما مر ايشان را آيات همىنماييم ، نگفت آيات ما را به ايشان مىنمايد . باز گفت
« أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ »
« 2 » نگفت كه ايشان بر ما گواهند چه گفت ما بر ايشان گواهيم . گفت يا محمد خداى تو ترا گواه بسنده نيست ؟ باز گفت :
كان الدليل له منه به و له * حقا وجدناه بل علما بتبيان
دليل مر او را است و از وى است و به وى است . « له ملكا و منه ابتداء و وجودا و به ثبوتا و قياما . » و گفت هم به وى باقىاند اگر خواهد بدارد و اگر خواهد نيست كند . باز گفت « و له » اين لام اول ملك ايجاد است و اين لام ثانى ملك ابقاء است . يعنى هم چنان كه به ايجاد وى موجود آمدند ، به ابقاى وى بقاء يابند . باز گفت : « حقا وجدناه » اى « وجدناه هذا حقا . » يعنى اين سخن كه ما ياد كرديم كه راه نمايندهء حق است به خود ، اين را حق يافتيم . باز گفت : « بل علما بتبيان » بل كلمهء تدارك « 3 » است يعنى ما اين كه يافتيم يا بدانستيم نه به خود يافتيم و لكن به علمى كه ما را بيان افتاد از خداى عز و جلّ . باز گفت :
هذا وجودى و تشريحى و معتقدى * هذا توحد توحيدى و ايمانى
گفت يافتن من و شرح كردن من توحيد را و اعتقاد من اندر خداى تعالى اين است و اين يگانگى توحيد من است و يگانگى ايمان من است .
هذا عبارة اهل الانفراد به * العارفين به سرا « 4 » و اعلان « 5 »
هامش
( 1 ) - سورهء 41 فصلت آيهء 53 ( 2 ) - سورهء 41 فصلت آيهء 53 ( 3 ) - متن خلاصه : تداركه ( 4 ) - در التعرف ص 65 قسمتى از مصرع دوم چنين است : ذوى المعارف فى سر . . . و در شرح تعرف ص 129 ج 2 بدين صورت : العارفون به سرا . . . ( 5 ) - در خلاصه : اعلانى قيد شده بود كه اصلاح گرديد .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 161 | مجهول / احمد على رجايى