خود را به ايشان آشنا گرداند تا او را هم به وى بشناسند و چيزها را كه به ايشان آشنا گرداند به خود گرداند تا چيزها را به وى شناسند نه او را به چيزها . كما قال ابراهيم عليه السلام :
« لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ
« 1 »
»
اين ترك مصنوع بود تا به صانع راه برد . لا احب ترك و تبرا بود ، چنگ اندر آن زد كه او را افول نبود .
و معرفت تعريف آن است كه بنمايد آثار قدرت خويش اندر كنارهاى عالم و اندر تنهاى ايشان . باز اندر ايشان لطفى حادث كند كه بر آن لطف چيزها مر ايشان را دلالت كند كه مر ايشان را صانعى است .
و اين معرفت عامهء مؤمنان است ، و آن اول معرفت خواص و همه مر او را نشناختند به حقيقت مگر هم به وى ، چنان كه محمد واسع گفت : هيچ چيز نديدم الا خداى را عز و جلّ اندر وى بديدم . ديگرى گفت : هيچ چيز نديدم مگر خداى تعالى پيش از وى بديدم .
يعنى صنع بر صانع دليل است ، لطافت صنع صانع ، اندر وى ببينى بلكه همه چيزها را به وى بينى .
و ابن عطا گفت رحمة اللّه عليه : عوام را به خويشتن شناسا گردانيد به خلق خويش كما قال اللّه تعالى :
« أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ »
« 2 » الى آخر .
و خاص را به كلام و صفات خويش كما قال اللّه تعالى :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ »
« 3 » و :
« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ »
« 4 » ،
« وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها »
« 5 » .
و الى الانبياء بنفسه كما قال اللّه تعالى :
« وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ »
هامش
( 1 ) - سورهء 6 انعام آيهء 76
( 2 ) - سورهء 88 غاشيه آيهء 17
( 3 ) - سورهء 4 نساء آيهء 84
( 4 ) - سورهء 17 اسرى آيهء 82
( 5 ) - سورهء 7 اعراف آيهء 180