نتواند بردن . از بهر آن كه عقل محدث است و محدث راه ننمايد مگر بر مثل خويش .
قال رجل للنورى : ما الدليل على اللّه ؟ قال : اللّه . قال : فما بال - العقل ؟ قال : العقل عاجز و العاجز لا يدل الا على ما عاجز مثله .
شيخ ابى الحسين « 1 » نورى را پرسيدند كه دليل بر خداى عز و جلّ چيست ؟ گفت : خداى . گفتند : پس كار عقل چيست ؟ گفت : عقل عاجز است و عاجز راه ننمايد مگر به عاجزى هم چون خويشتن .
قال ابن عطاء : العقل آلة العبودية لا آلة الاشراف على الربوبية « 2 » .
گفت عقل آلت بندگى كردن است نه آلت بر رسيدن به خداى تعالى .
و قال غيره : العقل يحول « 3 » حول الكون فاذا نظر الى المكون ذاب . گفت عقل گرد كون همىگردد چون بنگرد به مكون بگدازد .
و امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه گفت : المعرفة ان ما تصور فى وهمك فاللّه بخلافه . گفت هر چيزى كه در سر تو صورت بندد حق تعالى خلاف آن است .
و قحطبى گفت هر كه عقل مر او را اندر يابد وى مقهور است يعنى عقل را بر خداى عز و جلّ راه نيست جز اثبات كردن كه گويد هست ، به هستى وى مقر آيد نه آن كه او را اثبات تواند كردن ، و اگر نه آن بودى كه به لطفهاى خويش خود را با ايشان يعنى به عقول ايشان آشنا گردانيدى تا هستى او را به لطفهاى وى بشناختند ، و اگر نه هستى او را هم اندر نيافتندى يعنى عقل مر هستى او را اگر خود بايستى جستن
هامش
( 1 ) - در متن خلاصه ابى الحسن آمده و خطا است .
( 2 ) - در شرح تعرف نيز قول ابن عطا بدينسان است ولى در متن عربى التعرف ص 63 به صورت ذيل آمده است : العقل آلة للعبودية لا للاشراف على الربوبية كه بهتر به نظر مىرسد .
( 3 ) - در التعرف يجول آمده است ص 63