گفتار خويش صادق است و خبر وى راست است واجب گشت كه آن چه بگفت با ايشان بكند و جز آن روا نباشد از بهر آن كه وى اندر قول خويش دروغ نگويد تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا « 1 » .
و اجماع است كه حق تعالى كارها به علت نكند و اگر مر كردار خداى را عز و جلّ علت بودى مر آن علت را علت بودى و مر آن علت ديگر را علتى بايستى الى ما لا يتناهى و اين باطل است . قال اللّه تعالى :
« إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ »
« 2 » علت ابعاد خلق از دوزخ طاعت وقت ننهاد چه سبقت حسنى نهاد تا خلق بدانند كه نجات خلق تأثير ربوبيت است نه تأثير عبوديت و قال اللّه تعالى :
« هُوَ اجْتَباكُمْ »
« 3 » گفت ترا من گزيدم نه تو مرا گزيدى . نه طاعت مر ترا نيكبخت كرد كه گزيدن ما مر ترا نيكبخت كرد . و قال اللّه تعالى :
« وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ »
« 4 » گفت سخن ما تمام گشت كه دوزخ از پريان و آدميان پر كنيم « 5 » .
* * *
هامش
( 1 ) - در متن نوشته شده : قوله تعالى عن ذلك علوا كبيرا كه تشويش عبارت در آن آشكار است و با توجه به متن التعرف ص 51 و شرح تعرف ص 215 تصحيح شد
( 2 ) - سورهء 21 - انبياء آيهء 101
( 3 ) - سورهء 22 - حج آيهء 78
( 4 ) - سورهء 11 - هود آيهء 119
( 5 ) - « از اينجا چند صفحه از نسخهء خطى خلاصهء شرح تعرف كه اساس متن منحصر به فرد كتاب حاضر است افتاده و در نتيجه قسمت آخر باب حاضر « قولهم فى الاصلح » كه نيمهء كمترين آن است و تقريبا نيمى از اول باب پانزدهم « قولهم فى الوعد و الوعيد » از دست رفته است . ناچار براى اينكه رشتهء سخن نگسلد و خواننده اين كتاب از نعمت تماميت تا حد مقدور محروم نماند با توجه به متن عربى التعرف لمذهب اهل التصوف و شرح تعرف - كه كتاب حاضر خلاصهء آن است - قسمتهاى افتاده را فراهم آورد و بر متن به صورت مشخص و جداگانه افزود . اين قسمت الحاقى عين متن شرح تعرف نيست . بل خلاصه گونهاى