اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ »
« 1 » خداى تعالى همىخواهد كه ايشان را عذاب كند در دنيا و جان ايشان بيرون شود با كافرى ، و اين بترى خواستن بود . و قال :
« أُولئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ »
« 2 » گفت « 3 » نخواست خداى تعالى كه دل ايشان را پاك كند ، و اين بترى خواستن بود . و گفت ، گفتن كه خداى تعالى همه بهترى كند ، واجب كند كه قدرت خداى را نهايت گويد و خزانهء وى سپرى داند و عجز بر خداى واجب كند ( و گفت ) يعنى اصلح ، غايت بود چون غايت خوبى كرد به نهايت رسيد از غايت از آنسو چيزى نماند كه بكند . اگر خواهد كه بيفزايد ايشان را بر آنچه كرد صلاح ديگر قادر نباشد بر آن ، و نيابد از پس آنچه بداد مر ايشان را چيزى ديگر كه بدهد از آنچه صلاح ايشان اندر او است تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا . و جملهء اين آن است كه چون خداى تعالى مرا داد آنچه بهترى من است ، پس هيچچيز نبايد مرا از خداى خواستن ، و اين در بندگى و نياز بستن است . و نيز چون بدهد مرا آنچه بهترى من است ، بهتر از آن چيز نماند كه مرا بدهد . پس چون حقتعالى هر نيكويى كه با بنده كند بهتر از آن و بيشتر از آن تواند كردن و بنده هرگز بىنياز نگردد ، درست شود كه قول به اصلح باطل است .
و اجماع است مر اين طايفه را كه هرچه خداى تعالى بكند با بندگان خويش از نيكويى همه فضل است از بهر آن كه حقتعالى خود را به فضل وصف كرد ، گفت :
« وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ »
« 4 » و گفت .
هامش
( 1 ) - سورهء 9 توبه آيهء 55 . در متن خلاصه ضبط بعضى از كلمات نادرست بود و يك كلمه افتاده بود كه با توجه به قرآن اصلاح شد .
( 2 ) - سورهء 5 مائده آيهء 41
( 3 ) - در متن به جاى : گفت كلمهء كيف آمده كه بىگمان خطاى كاتب نسخه است .
( 4 ) - سورهء 2 بقره آيهء 105