تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
و نيز گفتند چون صفت بنده متناهى است ، ابتدا و انتها دارد فعل وى اندر خور صفت وى بود و حق تعالى نامتناهى است ، آن كه از [ نا ] متناهى « 1 » آيد نامتناهى بايد تا اندر خور صفت وى بود
كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
« 2 » اين بود . و اجماع است مر اهل سنت را كه اگر خلق هفت آسمان و زمين را عذاب كند ظالم نباشد و اگر همه كافران را به بهشت اندر آوردى از وى محال نبودى از بهر آن كه نعمت او است و شريك ندارد ، آن خويش هركه را دهد محال نباشد از بهر آن كه خلق ، خلق ويند و فرمان ، فرمان وى است . اندر ملك خويش چنان تصرف كند كه او را بايد و امر چنان فرمايد كه خود خواهد . و گروهى گفتند كه كافر و مؤمن اندر پشت آدم جمله گشتند و به هم برآميختند ، عصيان مؤمن از شومى مجاورت كافر آمد نه از قصد مؤمن به خلاف خداوند خويش و خيرى كه بر دست كافر گذرد از بركت مجاورت مؤمن آمد نه از قصد موافقت او ، لاجرم اندر قيامت خير كافران مؤمنان را دهند كه تأثير بركات ايشان بود و تقصير مؤمنان بر كافران نهند كه تأثير شومى ايشان بود . چون با كافران هيچ خير نماند از عذاب چگونه رهد و چون با مؤمن هيچ شر نماند ، نعيم چگونه منقطع شود . معنى قول مصطفى صلى اللّه عليه و سلم كه فرمود : يأتى كل مؤمن و مؤمنة يوم القيامة بيهودى و يهودية فيقول يا رب هذا فدائى من النار . و باز گفت و ليكن خداى عز و جلّ خبر كرد كه مؤمنان را اندر نعيم ابد بدارد و كافران را اندر عذاب ابد بدارد و خداى تعالى اندر
هامش
( 1 ) - در متن متناهى است و خطا است هم با توجه به معنى و هم با توجه به شرح تعرف ص 215 ( 2 ) - سورهء 17 - اسرى آيهء 84