تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
خداى تعالى هر چيز كه نهد به جايگاه نهد كه او دانسته باشد كه هر چيزى كه موجود آيد چگونه موجود آيد . پس دانسته است كه از اين مؤمن بعد الوجود ايمان آيد چون ايمان نهاد چيزى به جايگاه بنهاد و دانست پيش از وجود كافر كه چون اين كافر موجود آيد از او كفر آيد چون موجود آمد كفر نهاد و چيزى به جاى خود نهاد به اين نهادن ظلم نباشد . جور از بهر آن جور باشد كه گشتنى باشد از راهى كه او را پديد كرده باشند و مثالى كه او را داده باشند آن كس كه برتر از او باشد و و آن كس كه زير قدرت او باشد . و چون خداى تعالى زير قدرت هيچ كس نيست و برتر از او و فرماينده و بازدارنده نيست در آن چه كند ظلم نيست و در حكمى كه راند جائر نيست . و هيچ چيز از او زشت نباشد از بهر آن كه زشت آن بود كه او زشت گرداند و نيكو آن بود كه او نيكو گرداند . هر چه نهى كرد از آن زشت است و هر چه امر كرد به آن نيكو است نبينى كه چون كشتن گوسفند بىگناه امر است ، نيكو است و كشتن جهود و ترسا و كافر ذمى چون نهى است زشت است . اينجا با جنايت كفر ، كشتن زشت آمد و آنجا بىجنايتى كشتن نيكو آمد ، فرق نيست مگر امر و نهى . محمد بن موسى مىگويد : نيكوها كه نيكو گشت به تجلى حق گشت و زشت‌ها كه زشت گشت به استتار حق گشت و اين دو لغت‌اند « 1 » يكى نيكو و ديگر زشت كه مىروند بر ابد از آن چه رفته‌اند در ازل . هر چه ترا به خداى تعالى رساند از چيزها آن نيكو است و آن چه ترا سوى چيزى برد جز خداى تعالى زشت است . و نيكو و زشت آن است كه خداى تعالى او را نيكو و زشت گردانيد در ازل .
هامش
( 1 ) - در متن عربى التعرف نعت آمده نه لغت و صحيح همان است : و انما هما نعتان يجريان على الابد بما جريا فى الازل ص 52
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 122 | مجهول / احمد على رجايى