« وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ
« 1 »
وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ »
« 2 »
« ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً »
« 3 » و متفضل آن بود كه اگر كند روا باشد و به كردن ، منت او را باشد . و اگر نكند روا باشد كس را بر وى حجت لازم نيايد . فضل ، آن خويش دادن بود نه آن غير به وى رسانيدن ، آن گزاردن حق واجب بود نه فضل كردن . پس چون خداى عز و جلّ گفت از فضل من نبودى و رحمت من بر شما ، كسى از شما نرستى ، درست شد كه بهترى كردن بر وى واجب نيست و اگر نكردى روا بودى از بهر آن كه متفضل به منع فضل عادل بود نه جابر . نيكويى كردن با بندگان بر خداى عز و جلّ واجب نيست و اگر چيزى از نيكويىها واجب بودى بر خداى تعالى ، مستحق نبودى مر حمد را و شكر را .
و اجماع است كه ثواب بر طاعت و عقاب بر معصيت از روى استحقاق نيست و ليكن ثواب و عقاب به مشيت خداوند واجب آمد .
ثواب دادن از وى فضل است و عقاب عدل است از بهر آن كه بر جرمى منقطع عقاب دايم واجب نيايد و بر فعل منقطع ثواب دايم غير معدود واجب نيايد .
باز اهل معرفت گفتهاند كه حكمت چيست بر كفر و ايمان منقطع ثواب و عقاب دايم ، چنين گفتند كه كفر كافر به خداى ابدى بود از بهر اين عقابش مؤبد آمد . اعتقادش چنان بود كه اگر جاويد بزيد از كفر نگردد و ايمان مؤمن به خداى ابدى بود . اعتقادش چنان بود كه اگر جاويد بزيد از ايمان برنگردد ، از بهر اين ثوابش مؤبد آمد .
هامش
( 1 ) - در متن عليكم است .
( 2 ) - سورهء 4 نساء آيهء 113
( 3 ) - قسمتى از آيهء 21 سورهء 24 نور . صاحب خلاصه يا كاتب آن اشتباه كرده و دو آيه را درهم آميختهاند . با توجه به شرح تعرف مسلم است كه اين قسمت آيهء سورهء نور مراد است :وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً . . .الآية