( قسمت الحاقى ) و قال اللّه تعالى :
« وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ »
« 1 » خبر داد كه آن كه به دوزخ مىرود از بهر دوزخ آفريدش . محال بود كه چون آتش را از بهر حرارت آفريدهايم برودت كند يا چون آب را از بهر رطوبت آفريدهايم يبوست كند پس محال بود كه آن كس را كه از بهر دوزخ آفريديم خود را بهشتى كند و هر آن كسى كه تدبير مدبرى را بگرداند غالب گردد و مدبر مغلوب گردد و غالب مستولى گردد و مغلوب معزول گردد
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
« 2 » همه را معزول كنم و كس مرا معزول نكند و همه را غلبه كنم و كس مرا غلبه نكند و همه را قهر كنم و كس مرا قهر نكند .
پس گفت : هيچ چيز از او ظلم و جور نباشد و اين از بهر آن گفت كه معتزله گويند : اگر خداى تعالى با بندگان اصلح نكند لكن آن كند كه ايشان را بتر آيد پس عذاب كند ، ظالم باشد . و به نزديك اهل سنت و جماعت ظالم نباشد و جواب اين فصل در پيش برفته است . پس بيان كرد حجت اين ، گفت : ظلم در شاهد از بهر آن ظلم گشت كه ظالم از او منهى بود . نبينى كه هر فعلى كه بنده از آن فعل منهى است چون بكند نام ظالمى گيرد و چون خداى تعالى از هيچ فعل منهى نيست محال باشد كه فعل او ظلم باشد . پس گفت از بهر آن كه ظلم نهادن چيزى بود نه به جايگاه خويشتن . و اگر كسى صد من بار بر كسى نهد كه او را طاقت ده من نباشد ، چيزى نه به جايگاه نهاده باشد و ظلم باشد . پس
هامش
است كه با رعايت روش كار خلاصهكنندهء اصلى كتاب و آن چنان كه چيزى از متن التعرف فوت نشود تهيه شده است با اين تفاوت كه آنچه برگزيده و نقل گرديده خلاصه عبارت شرح تعرف است بىهيچ تغيير و تصرف . »
( 1 ) - سورهء 7 - اعراف آيهء 179
( 2 ) - سورهء 12 - يوسف آيهء 21