و به توفيق دادن وى مقر آمد ، از مذهب معتزله تبرا كرد . و كمال توحيد اين است از خويشتن ذل و نيازمندى دانستن و نمودن و از خداى تعالى توفيق و منت دانستن و ديدن .
باز گفت و اگر قوت فعل پيش از فعل بودى و آن قوت را بقاء نبودى تا وقت فعل ، پس فعل به قوتى معدوم حاصل آمدى و اگر چنين بودى فعل موجود آمدى بىقوت و اندر اين باطل كردن خداى و بندگى بودى همه ، زيرا كه روا بودى وجود فعل از غير قوى و اگر اين روا بودى پس روا بودى كه اين فعلها موجود آمدى به نفس خود بىآن كه او را فاعلى بودى و اين همه محال است . و قال اللّه تعالى فى قصة موسى و العبد الصالح :
« إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً »
« 1 » و قوله تعالى :
« ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً »
« 2 » يريد لا تقوى عليه . يعنى اول فرمود كه تو با من صبر نتوانى كردن و به آخر گفت صبر نتوانستى كردن ، يعنى از وى استطاعت صبر نفى كرد نه نفس صبر ؛ از آن كه گفت نتوانى كردن و نگفت كه صبر نكنى . يعنى مذهب ايشان آن است كه موسى را عليه السلام توانايى صبر بود پيش از صبر و ليكن صبر نكرد و خضر عليه السلام گفت نتوانى صبر كردن . اگر پيش از صبر او را توانايى صبر كردن بودى اين نفى كردن توانايى ، دروغ بودى و انبياء دروغ نگويند و مر دروغ شنفتن را خاموش نباشند چون خضر گفت نتوانى و موسى نگفت توانم و به مشيت افكند گفت :
« سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً »
« 3 » درست گشت به اتفاق اين دو پيغمبر عليهم السلام كه پيش از وجود صبر ، بنده را توانائى صبر نباشد .
باز گفت اجماع است مر اين طايفه را كه بندگان را فعل است و كسب
هامش
( 1 ) - سورهء 18 كهف آيهء 67
( 2 ) - سورهء 18 كهف آيهء 82
( 3 ) - سورهء 18 كهف آيهء 69