به شر نگرد و ديگر اعضا همچنين . و مذهب كراميان استطاعت قبل الفعل است .
باز در كتاب گفت اگر نه چنين بودى كه به هر فعلى بنده را قدرتى نو بايد تا به خداوند خويش نيازمند باشد ، پس بنده صفت خداى تعالى داشتى ، فعل آن كردى كه مشيت وى بودى و حكم آن كردى كه مراد وى بودى و اگر چنين بودى كه ايشان گفتند ، خداى قادر قوى بر اين كه گفت :
« يَفْعَلُ ما يَشاءُ »
« 1 » سزاوارتر نبودى از بندهء حقير نيازمند .
يعنى اگر بنده را قوت آن باشد كه هر چه خواهد بتواند كردن ، پس چه فرق باشد ميان خدايى و بندگى . و نيز اگر كار به بنده مفوض بودى و در قوت فعل بنده را هيچ نياز به حق تعالى نبودى ، تا اگر خواستى طاعت كردى و اگر خواستى معصيت ؛ پس خوف از فعل خويش بايستى نه از خذلان وى و رجاء به فعل خويش بايستى نه به توفيق وى و اين محال است و باطل .
باز گفت اگر استطاعت از اعضاى سليم بودى برابر بودندى اندر فعل همه خداوندان اعضاى سليم و چون بديديم خداوندان اعضاى سليم و افعال ايشان نديديم برابر ، درست شد كه استطاعت آن قوتى است كه در اعضاى سليم پديد مىآيد و آن قوت متفاضله است گاه زيادت است و گاه نقصان و وقتى بيشتر و وقتى كمتر و وقتى نباشد و اين صورت هر كسى در نفس خويش مشاهده بتواند كردن . و نيز چون قوت عرض است و عرض به نفس خويش باقى نباشد يعنى اگر روا باشد كه چيزى باقى باشد به نفس خويش بىبقاء پس روا باشد متحرك به نفس خويش بىحركت و ساكن به نفس خويش بىسكون و حى و ميت و عالم و جاهل و آن چه
هامش
( 1 ) -وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ. سورهء 14 ابراهيم آيهء 27