تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
سوزان و لرزان قرآن بدست گرفتم گفتم خدايا در اين امر از تو مشورت مينمايم هرچه رضاى تو و اختيار توست براى من معين فرما اول براى قم استخاره كردم اين آيه آمد : يا أيّها الرّسل كلوا من الطيّبات و اعملوا صالحا خ خ انّى بما تعلمون عليم ) ) حال قم معلوم شد بعد براى نجف استخاره كردم اين آيه آمد : ذالك بانّه لا يصيبهم ظمأ و لا نصب و لا مخمصة فى سبيل اللّه تا آخر كه دنبال آيه نيراينست : فلولا نضر من كلّ فرقة الخ ) ) گفتم بار خدايا از اختيار خود چيزى نگفتى بيان واقع كردى و امر را به اختيار خودم گذاردى كه در قم طيبات و آزادى و عمل صالح است امّا در نجف سختى و تشنگى و گرسنگى و مرارتها و آزار دشمنان است بار خدايا اگر طيّبات ميخواستم در مشهد براى من فراهم تر بود خدايا من مشقت را بر خوشى مقدم ميدارم و به سختى ها راضيم از آنوقت تن به قضا دادم و خودم را آماده هر گونه پيش‌آمد ساختم و از وحشت و تزلزل بيرون آمدم