تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
خودشان حكومت ميكردند با هركس مخاصمه ميكردند بمحكمه خودشان ميبردند هيچكس قدرت امتناع و چون و چرا نداشت كارگران صريحا خ خ ميگفتند سلطنت را خواهيم گرفت و ميگفتند تمام اين اموال تجّار و ثروتمندان و عمارتها مال ماست اينها همه دست رنج ماست منتظر بودند كه فرمان غارت بايشان داده شود يكروز نميدانم چه جشنى بود از جشنهاى كمونيست جشن گرفتند و قبلا خ خ اعلام تعطيل عمومى كردند تمام بازار و خيابانها حتّى ادارات تعطى شد آن روز ماشينهاى سرباز به راه انداختند و هر ماشين را پر از زن و مرد و دختر كرده بودند و دائره و دهل و ساز داشتند و ميرقصيدند و همچنان در ميان خيابانها تا غروب ميگشتند و كف ميزدند و زنده باد حزب توده ميگفتند دولت در مقابل ايشان هيچ نميگفت با اين عمل‌ها وحشتى عظيم در دل تجّار و كسبه افكنده بودند و ميديدند كه عنقريب است اموالشان بغارت برود كارگران كارخانه‌ها بر صاحبان كارخانه هر كجا بود