تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
ميتوانستم روابطى با اعيان و تجّار تهران مستحكم كنم و بمقامات دنيوى برسم ولى با هيچكس گرم نشدم بعلاوه من كه در مجلس بنى فاطمه و مجلس ميرزا قربة الى اللّه منبر ميرفتم اگر ميخواستم دنبالهء منبر را بگيرم كه از بسيارى جاها دعوت ميشدم از جنبهء منبر نيز ميتوانستم شخص اول شوم زيرا كه از اهل منبر تهران كسى بپايهء علمى من نبود ولى هيهات دنيا مرا فريب نداد و به همان وضع پست و زندگى پست ساختم و خود را نباختم و از اثر حفظ امير المؤمنين ع و حضرت سيّد الشهداء ع نيز بود كه هنگام آمدن بايران خود را بايشان سپردهم عمليّات من در آن كارخانه از اثر تبليغات اين بود كه همه ميدانند كه كارگران كارخانجات همچنانكه پستترين طبقاتند از جهت مالى پستترين اصنافند نيز از جهت دين بسيار مردمى جاهل و نادان بدين و بمعارف هستند و بىادب و بىحيا و بى پروا تارك نماز و روزه مگر چند نفرى كه از باب استيصال داخل در آنها باشد در همان زمان احزاب مختلفه در