ايران تأسيس شده بود و همه آنها كارگران را دعوت ميكردند زيرا كه بيدينتر و نادانتر از آنها نبود و همگى باسم دلسوزى براى كارگران و زحمتكشان و مدافعه از حقوق ايشان دعوت ميكردند و كارگران هم در اثر نادانى و هم در اثر بيدينى به همين سخنان و وعدههاى دروغ كه بايشان ميدادن فريفته ميشدند و داخل از احزاب مى شدند و چون قوى ميشدند با صاحب كارخانهها شاخ ميشدند از جملهء احزاب حزبى بود بنام حزب توده كه مرام كمونيست داشتند و پيوست بكمونيستها بودند و كمونيستها ايشانرا تقويت ميكردند در حقيقت اين حزب حزب كفر بود عليه اسلام و مبانى اسلام هر جا كارخانهاى بود كارگران آن بحزب توده پيوستند در همان اثر نادانى و بيدينى كه در ايشان بود حزب توده بر احزاب ديگر غالب شد و در همه جاى ايران لوائى برافراشته بود در همه شهرستانها و دهات نيز دعوت ميكرد جمعيتش زياد شده بود كمكم استقلال از خود نشان ميداد
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 256
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٢٥٦