ميكنيم كه حوائج روزانه شما را بخرد و بياورد كه محتاج بيرون رفتن نباشى فقط ميماند يك نماز كه بالأخره هر كجا باشى بايد نماز را بخوانى و از حجره شما تا محل نماز ده قدم است و ديگر بعد از نماز عشاء چند كلمه حديث صحبت ميكنى آن را هم بمنزلهء يكدرس فرض كن و أمّا مسئله كتاب شما هر قدر كتاب كه مورد لزوم است بنويس تا من براى شما بخرم گفتم اين كار بستگى بيك كتاب و دو كتاب ندارد گفت شما چكار دارى هرچه باشد ميخرم ديگران گفتند ما هم در حدّ خود حاضريم براى كمك در نوشتن كه ما بنويسيم و شما پاكنويس كنى بالأخره مرا از همه جهت محصور كردند ديدم مقصود من از رفتن نجف حاصل است بعلاوه تامين مخارج كه اينجا از جهت مخارج خيالم راحت است هيچگونه عذر و جواب نداشتم با خود گفتم چه اشكالى دارد فعلا خ خ كه پيشمد اينست تن بتقدرير مىدهم مدّتى هم در تهران بمانم مشغول كار باشم تا بعد خدا چه خواهد عزم جزمى براى ماندن
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 247
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٢٤٧