تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
از دهى ديگر آمد و گفت من يكمجلس روضه نذر كرده‌ام اگر اجازه ميدهيد تا در مسجد اعلام روضه كنم گفتم بسيار خوب است در مسجد بالا اعلام روضه كردند عصرى به مسجد رفتم عده‌اى جمع شدند بالغ بر پنچاه يا شصت نفر عده‌اى هم زن آمده بودند بر منبر رفتم بيش از يك ساعت حرف زدم كه نميشود همهء منبر را نوشت و گفتم شما مردم را چه مىشود شما همان مبدمى بوديد كه در دهسال پيش چه بوديد و چه استقبالى از دين و ايمان داشتيد و چگونه و چگونه بوديد چه شد شما را كه يكباره دست از خدا و دين كشيديد و نه وحشتى از مرگ و قيامت داريد به كلى آثار ديندارى از شما رفته در پيش ماه رجب و شعبان را چقدر اشخاص روزه ميگرفتند شما ألآن نيمدانيد كه ماه رجب چيست امروز دهم ماه است روز ولادت امام نهم ع است پس فردا شب شل ولادت امير المؤمنين ع است شماها گويا از اهل ملت اسلام نيستيد بالأخره مطالبى گفتم جنبشى در همان اشخاص افكندم و همه به حال خود
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 208 | الشيخ محمد جواد الخراساني