تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
شده بود و چقدر خاك در آنجا جمع شده بود بجاى اين مساجد سه دستگاه عرق‌كشى و عرق‌فروشى باز شده بود با آنكه هرگز كسى جرئت نميكرد در آنجا شراب يا عرق بخورد حال از آنجا به جاهاى ديگر نيز حمل و نقل ميكردند و همان دستگاه‌ها محل ترياك‌كشى و شيره كشى نيز بود در سابق كسى معنى دزدى را نميدانست چيست مردم شبها درهاى خانه‌هايشان باز بود ديگ و ظروفشان را نوعا خ خ در كنار جوى آب ميگذاردند و تا صبح بود و در امن و امان بود امّا آنقدر دزد فراوان شده بود كه كسى جرئت نميكرد آنى از خانهء خودش غفلت كند مرتب قاليچه و ظروف و لباس مردم دزديه ميشد خريدارها همان سه دستگاه عرقكشى بود اينهم خود يكى از عوامل كسب آنها بود بسيارى از مردم را ترياكى و عرق‌خور كرده بودند و بسيارى را هم دزد چون نداشتند دزدى ميكردند اكثر مردم ريش تراش و بىنماز شده بودند بهرحال من به اينموقعيت بر