عليه السّلام مدّتش را در مدين شعيب تمام كرد با اهلش روانهء بسوى مصر شد و مدّتى كه موسى ع بود ده سال بود من ديدم كه منهم ده سال است اينجا هستم امّا از اين آيه دو مطلب ديگر نيز هماندم مانند برق بر خاطر من خطور كرد كه بر من گران بود و مايل به آن نبودم ناگهان دلم بطپش افتاد امّا خوددارى كردم و خود را از آن منصرف ساختم يكى اينكه از كلمهء فلمّا قضى كه معنيش منقضى شدن مدّت است بوى اين ميآيد كه مدّت من در نجف منقضى شده باشد و سكونت در نجف نباشد دوم اينكه از كلمه قال لأهله امكثوا بوى مكث و ماندن ميآيد و همانجا بر دلم گذشت از كلمهء انس من جانب الطّور نارا كه مكث من شايد در تهران كه جبل رى مىباشد باشد با اينكه هيچ مايل بتهران نبودم بهرحال خود را از اين خيالات منصرف كردم و گفتم انشاء اللّه اينها نيست جواب صريح خود را گرفتم و بر گشتم گفتم براى حركت آماده شويد توكّل بر خدا اسباب
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٨٩