كرد فلان رفت و خبرى از او نشد و از اين گونه سخنان يكروز به خانه آمدم گفت من را هم بايد ببرى من اينجا با دو تا بچه صبر نميكنم تو كه ميخواهى برگردى من هم با تو ميآيم و برميگردم فرق نميكند همان خرجى كه اينجا ميخواهم بكنم خرج راه ميكنم گفتم اى زن از اينجهت فرقى ندارد بلكه از جهتى هم خوب است كه پدر و مادر و برادران و خواهران من زن و بچههاى مرا ببينند اما از جهت ديگر فرق دارد قطع نظر از اينكه زن و بچه با خود بردن در راه زحمت است و مجرد بودن راحتتر و سهلتر است همه مقصود من است اينستكه اگر شما بمانيد من عذر موجّهء براى برگشتن دارم اولا خ خ مرا تكليف بماندن نخواهند كرد نه پدر و مادر و نه ديگران و در ثانى اگر تكليف كنند ميتوانم بخاطر زن و بچهام عذر بياورم و امتناع كنم و امّا اگر شماها را ببرم ممكن است مرا تكليف ماندن كنند و اگر اصرار كنند بخصوص پدر و مادر در اين صورت جواب ظاهرى ندارم و عذر شرعى ندارم گفت نه مرا گفتهاند تو را تنها نگذارم
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٨٧