تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الحسين (ع) (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
صلّى اللَّه عليه و آله و داماد اويم و اينان ( اشاره به امام حسن و حسين عليه السل ) فرزندان منند كه مادرشان فاطمه دختر رسول خداست . ما ميل داريم با تو پيوندى داشته باشيم . نقل شده است كه آن روز به شب نرسيده بو دكه امير مؤمنان عليه السل ، « رباب » دختر امرء القيس را براى فرزندش حسين عقد بست . پس از ازدواج امام حسين عليه السل با رباب ، « عبداللَّه » ( على اصغر ) و سكينه ثمرهء اين ازدواج خجسته شد .

رباب در ماتم حسين عليه السلام

امرء القيس پدر « رباب » كه افتخار همسرى امام حسين عليه السل را داشت مردى شريف و از خانوادهء بزرگ عرب بشمار مىرفت . رباب نزد امام حسين عليه السل جايگاه ويژه‌اى داشت و همواره مورد احترام آن حضرت قرار مىگرفت . پس از شهادت امام حسين عليه السل ، رباب تا زنده بود پيوسته مىناليد و اشك مىريخت . ابن اثير در كتاب « الكامل فى التاريخ » خود مىنويسد : رباب نيز همراه با قافلهء اسيران به شام رفت و چون به مدينه بازگشت ، اشراف قريش او را به همسرى خواستگار شدند ، ولى رباب نپذيرفت و در جواب گفت : من هرگز پس از همسرى با فرزند رسول خدا صلّى اللَّه